بازگشت به کارهای منتخب

WORK / 02AI PLATFORM

سکوی داخلی هوش مصنوعی

طراحی یک لایه مشترک برای استفاده از مدل‌های هوش مصنوعی؛ به‌جای اتصال‌های پراکنده، مسیری برای دسترسی کنترل‌شده، انتخاب مدل، مشاهده مصرف و حرکت از آزمایش فردی به سرویس عملیاتی.

نقشطراحی معماری و راهبری فنی
نوع مسئلهپلتفرم داخلی و سرویس مشترک AI
تمرکزدسترسی، کنترل مصرف، مدل و عملیات
وضعیتپیاده‌سازی و تکامل عملیاتی

مسئله، «داشتن یک مدل» نبود.

وقتی استفاده از AI از چند آزمایش فردی عبور می‌کند، مسئله اصلی دیگر انتخاب یک مدل خوب نیست؛ باید مشخص شود چه کسی، از چه مسیری، با چه محدودیت و با چه سطحی از مشاهده‌پذیری به مدل‌ها دسترسی دارد.

در عمل چند نیاز هم‌زمان وجود داشت: تجربه ساده برای کاربر نهایی، مسیر API برای اتصال نرم‌افزارها، امکان استفاده از مدل‌های محلی و بیرونی، کنترل هزینه و مصرف، و آزادی کافی برای تغییر مدل بدون اینکه هر مصرف‌کننده دوباره از ابتدا یکپارچه شود.

01

اتصال‌های پراکنده

اگر هر ابزار یا تیم مستقیماً به یک ارائه‌دهنده متصل شود، کنترل، تغییر و پشتیبانی به‌مرور سخت‌تر می‌شود.

02

یک مدل برای همه کافی نیست

کیفیت، محرمانگی، سرعت و هزینه باعث می‌شوند انتخاب مدل به نوع کار وابسته باشد.

03

مصرف باید قابل دیدن باشد

بدون مشاهده و محدودسازی مصرف، توسعه استفاده سازمانی از AI به‌سادگی به هزینه غیرقابل پیش‌بینی تبدیل می‌شود.

04

آزمایش باید به عملیات برسد

راه‌حلی که فقط در محیط آزمایشی خوب کار کند، هنوز یک سرویس سازمانی نیست؛ نگهداشت و مسیر رشد هم بخشی از طراحی‌اند.

تمرکز من روی ساختن یک «لایه» بود، نه نصب یک ابزار.

نقش من ترکیبی از طراحی معماری، انتخاب مرزهای سرویس، تعریف کنترل‌های مصرف و هدایت راه‌حل از PoC به استفاده واقعی بود.

بخش مهم تصمیم‌گیری این بود که رابط کاربر، درگاه مدل و خود مدل‌ها یک چیز واحد دیده نشوند. این تفکیک اجازه می‌دهد تجربه کاربری، سیاست‌های دسترسی و مقصد مدل مستقل‌تر تغییر کنند و وابستگی به یک ارائه‌دهنده کمتر شود.

معیار موفقیت برای من این نبود که «چت کار کند». باید بتوانیم مدل را عوض کنیم، مصرف را ببینیم، محدودیت بگذاریم، مسیر محلی و بیرونی را کنار هم نگه داریم و همان زیرساخت را برای مصرف نرم‌افزاری هم استفاده کنیم.

مصرف‌کننده‌ها از مدل‌ها جدا شدند.

یک Gateway مشترک میان تجربه کاربر و مقصد مدل قرار گرفت؛ جایی که مسیریابی، سیاست مصرف و مشاهده‌پذیری بتوانند مستقل از رابط کاربری یا ارائه‌دهنده مدیریت شوند.

چند تصمیم معماری، پلتفرم را از یک اتصال ساده جدا کردند.

01

Gateway به‌جای اتصال مستقیم

مصرف‌کننده‌ها نباید برای هر مدل یا ارائه‌دهنده یک اتصال جدا بسازند. لایه واسط، تغییر مقصد مدل و اعمال سیاست را از کلاینت جدا می‌کند.

02

چت و API، دو تجربه روی یک زیرساخت

کاربر انسانی و نرم‌افزار نیازهای متفاوتی دارند، اما لازم نیست دو پشته کاملاً جدا داشته باشند. درگاه مشترک امکان استفاده از سیاست‌ها و کاتالوگ مدل یکسان را می‌دهد.

03

مدل محلی و بیرونی، هم‌زمان

به‌جای انتخاب ایدئولوژیک میان Local و Cloud، هر دو مسیر حفظ شدند تا کیفیت، محرمانگی، تأخیر و هزینه در سطح مورد استفاده سنجیده شوند.

04

کنترل مصرف از ابتدا

مشاهده مصرف، بودجه و محدودیت نرخ درخواست جزو معماری قرار گرفتند؛ نه قابلیتی که بعد از رشد مصرف به‌صورت اضطراری اضافه شود.

05

سرویس‌های جانبی مستقل

قابلیت‌هایی مثل تبدیل گفتار به متن به‌عنوان سرویس مستقل نگه داشته شدند تا مدل اصلی گفتگو و مسیر صوتی به هم قفل نشوند.

معماری خوب، حذف مصالحه نیست؛ آشکار کردن آن‌هاست.

LOCAL / HOSTED

کنترل بیشتر در برابر کیفیت بیشتر

مدل محلی می‌تواند برای محرمانگی، هزینه یا تأخیر مفید باشد، اما همیشه بهترین کیفیت را تضمین نمی‌کند.

CENTRALIZATION

کنترل مشترک در برابر نقطه وابستگی مشترک

Gateway مدیریت را ساده‌تر می‌کند، اما خودش به جزء مهم عملیاتی تبدیل می‌شود و باید قابل نگهداشت باشد.

LIMITS

کنترل هزینه در برابر اصطکاک کاربر

محدودیت بیش از حد تجربه را خراب می‌کند؛ نبود محدودیت هم مصرف را غیرقابل پیش‌بینی می‌کند. سیاست باید قابل تنظیم باشد.

خروجی اصلی، یک نقطه کنترل مشترک بود.

به‌جای اینکه استفاده از AI به مجموعه‌ای از اتصال‌های فردی و وابسته به ارائه‌دهنده تبدیل شود، یک لایه عملیاتی مشترک شکل گرفت که قابلیت رشد و تغییر داشت.

01

دسترسی کاربر و مصرف نرم‌افزاری می‌توانند روی یک لایه مشترک مدیریت شوند.

02

تغییر یا اضافه کردن مدل الزاماً به معنی تغییر همه مصرف‌کننده‌ها نیست.

03

مصرف و هزینه از چیزی پنهان در سرویس بیرونی به بخشی قابل مشاهده و قابل کنترل از عملیات تبدیل می‌شوند.

04

مدل‌های محلی و میزبانی‌شده می‌توانند بر اساس کاربرد، نه بر اساس یک انتخاب ثابت، کنار هم استفاده شوند.

05

پلتفرم به پایه‌ای برای سرویس‌های بعدی مثل دانش سازمانی، صوت و یکپارچه‌سازی‌های AI تبدیل می‌شود.

06

بستر برای استفاده اولیه حدود ۱۵۰ کاربر آماده شد؛ عددی که نیاز به کنترل دسترسی، مصرف و عملیات را از ابتدا واقعی می‌کرد.

فناوری‌ها به‌عنوان شواهد اجرا، نه داستان اصلی:

Open WebUILiteLLMLocal LLM servingHosted model APIsWhisper-compatible STTPostgreSQL

بخش سخت AI سازمانی، اغلب خود مدل نیست.

ارزش معماری زمانی روشن می‌شود که مدل‌ها، قیمت‌ها و کیفیت‌ها تغییر می‌کنند؛ آن‌وقت مرزبندی درست سرویس‌ها مهم‌تر از انتخاب اولیه یک مدل خاص است.

A

مدل باید قابل تعویض باشد

وابستگی کم‌تر به یک مدل یا یک ارائه‌دهنده، امکان آزمایش و تغییر تصمیم را بدون بازطراحی کل مسیر فراهم می‌کند.

B

کنترل مصرف، قابلیت محصول است

بودجه، نرخ درخواست و مشاهده مصرف صرفاً موضوع مالی نیستند؛ بخشی از تجربه و قابلیت اداره کردن سرویس‌اند.

C

PoC و سرویس عملیاتی دو مسئله متفاوت‌اند

کاری که برای چند آزمایش جواب می‌دهد، بدون پشتیبانی، مشاهده‌پذیری، مرزبندی و سیاست استفاده هنوز آماده رشد نیست.

این مطالعه موردی عمداً در سطح معماری و تصمیم‌های قابل انتقال نوشته شده است. جزئیات داخلی زیرساخت، آدرس‌ها، بودجه‌ها، ظرفیت‌ها و اطلاعات غیرعمومی سازمانی حذف یا تعمیم داده شده‌اند.

بازگشت به مجموعه

کارهای منتخب